تبليغاتX
بیا تا برایت بگویم.... -

بیا تا برایت بگویم....

اگر تنها ترین تنهاشوم باز هم خدا هست...او جانشین تمام نداشته های من است.

رویاهایم را فروختم به پشیزی که ندانستم از کجا امدندو به کدامین سو بردند داشته هایم را!

به جرم عاشقی طرد شدم و به جرم تنهایی عاشق.

بزرگ شدم به بهایی که از فروش کودکیهایم عایدم شد و به راستی چه ارزان باختم سادگی هایم را !.!

بی و فایی را دیدم و باور نکردم گفته ی چشمانم را .انقدر دیده ام را انکار کردم تا قلبم انچنان شکست که دیده و دل یکی شدند و شاید هنوز هم باور نکردم !انقدر از خود دور شدم که امیدی به وصال دوباره نیست و انقدر غرق دنیا شدم که راه نجاتی نیست !شاید هنوز هم دیر نیست!

خدایم را میان نیرنگ های دنیای بی رنگم گم کردم و همچون پست سیرت و پست فطرتی فراموش کردم داده هایش را .

و بزرگ شدم...

   به بهای گذر از روزها

       به بهای بزرگ شدن.بزرگ شدم!

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت17:32توسط ملینا | |