تبليغاتX
بیا تا برایت بگویم....

بیا تا برایت بگویم....

اگر تنها ترین تنهاشوم باز هم خدا هست...او جانشین تمام نداشته های من است.

سلامی دوباره..

سلامی دوباره به آخرین چراغ فروزان جاده تنهایی هایم

سلامی به اخرین پرستو ی هجران نکرده ی قلبم ...

و سلامی به تو ..

تویی که روزگاریست تنهایی ام را با کوله ای از یادت پر کردی ...

 سلامی به وسعت مهربانی هایت .

در اوج شادیهایم به یادت لبخند زدم و در پشت نقاب خنده هایم به آرامی گریستم ...

به آرامی...به تلخی ...

کلامم در قالب کلماتی می گنجد که هنوز بر زبانی جاری نشده و هنوز ترجمه اش جز سکوت نبوده .

پس سکوت می کنم و چشم در راه کسی می مانم که ذهنش لبریز این همه صدای سکوتم باشد .

شاید بفهمد.
شاید بداند .

 

+نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت1:24توسط ملینا |