تبليغاتX
بیا تا برایت بگویم....

بیا تا برایت بگویم....

اگر تنها ترین تنهاشوم باز هم خدا هست...او جانشین تمام نداشته های من است.

امروز اخرین روز  بود . وفردا ....

و فردا اولین روز ....

فردا شروعی دوباره است برای من ...برای تو...

حتی برای ما...یعنی من و تو !

به شروعی دوباره فکر کن وقت اندک است .چیزی بیشتر نمانده دیر شده است  اما هنوز امید زنده است .

به شروعی دوباره بیاندیش ....زندگی سهم ماست ...حتی بدون من ...

به فردا بیاندیش ....اگر امروزت روشن نبود شاید غروبی بود تا از پس ان طلوع فردای تو باشد.

من هستم تا رو شنایی فردای تو را باشم

من هستم تا انتهای جاده...تا انجا که امید پروردگارم باشد من نیز هستم...حتی اگر تو  نباشی.

من هستم...اسمان نیز هست ....او نیز بوده و هست ...پس باور کن که تنها نیستی .نه...تو تنها نیستی!تنها باورت را باور کن تا ادامه دهی...روشنایی صبح نزدیک است  باید رفت راه دراز است !پس باید رفت.

+نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت23:22توسط ملینا |