|
ان مرد امد... به امید دیدن قلب هایی سرشار از محبت امد او امد... به امید دل هایی که هنوز یخ نزده اند...امد... او امد... به امید یک تکیه گاه...جایی محکم...امد... او انتخاب کرد....امدن را ...اما حالا ... ...... او رفته... او رفت با چشمانی پر از اشک...رفت او رفت ... او تبعید شد... اما خودش هم ندانست به چه جرمی.... او رفت ... او فرار کرد از تمام انسان نما ها... از تمام نگاهها ... از تمام لبخند های دروغین... او رفت... او فرار کرد از تمام تکیه گاه های دروغین از انسان های چند رو... ......او گریه کنان رفت...و شاید داشت حسرت یک انتخاب اشتباه را می خورد. او گریه کنان رفت و شاید می گفت کاش هیچ وقت نمی امدم.... او رفت...با دلی که شکسته بود....رفت...
می دانم شاید از این پست چیزی نفهمیدید....ولی این اشاره میکنه به یه اشنا که همتون می شناسیدش.از بابت عکس هم معذرت که تکراریه...به مطلب میخورد.
خود را شبی در اينه ديدم دلم گرفت از فکر اينکه قد نکشيدم دلم گرفت از فکر اينکه بال و پری داشتم ولی بالا تر از خودم نپريدم دلم گرفت از اينکه با تمام پس انداز عمر خود حتی ستاره ای نخريدم دلم گرفت کم کم به سطح اينه ای برف مينشست دستی بر ان سپيده کشيدم دلم گرفت دنبال کودکی که در ان سوی برف بود رفتم ولی به او نرسيدم دلم گرفت نقاشی ام تمام شد و زنگ خانه خورد من هيچ خانه ای نکشيدم دلم گرفت شاعر در کنار جو گذر عمر ديد و من خود را شبی در اينه ديدم دلم گرفت
حرفهای دیگری باید گفت... از جنس باد... با نیم نگاهی به سایه های صامت شهر ابتنی در رودخانه ی فراموشی.... به یاد چشمهای خیس بابا....بوی سیگار بوی مامان....ترانه ی گیلانی و سایه های کودکی کاش پلی بود به خواب های گهواره امیدی نیست امیدی نیست به انان که فکر میکردیم. می دانند اسمان ابیست. کاش خانه ام اینجا نبود .. .کاش می بریدیم از هر انچه با عاطفه نسبتی داشت... وای...عـاشق شــــــــــــــــدم... وای باران...باران شیشه ی پنجره را باران شست... از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست.؟...
به ما گفتم ......تو چقدر دورویی ...... تنها از دور زیبا به نظر میرسی .......در آسمان شب همانند مرواریدی می درخشی و چشمها را مجذوب می کنی ......ولی هنگامی که تو را از نزدیک می بینم صورتت مانند آبله رویان است .........سرد و خاموش و بی روح .......... به من جواب داد : .........تو چرا تنها در مقابل افراد به آن ها لبخند می زنی ؟............چرا تنها در سوگواریشان برایشان می گریی ؟ .........چرا تا به انسان ها نیاز داری آن ها را به خاطر می آوری و پس از مدتی آن ها را فراموش می کنی؟ .........چرا تنها در روز مادر برای مادرت هدیه می خری ؟؟؟........ هر شب همه ی مردم .....فقیر و غنی .....پیر و جوان مرا به یک شکل می بینند ............اما تو چه ؟؟؟ آیا تو هم مانند من با همه ی مردم یکسان رفتار میکنی و به همه ی آن ها لبخند می زنی ؟؟؟ ........ دیگر هرگز ماه را به خاطر به خاطر دو رویی اش سرزنش نخواهم کرد ............
دوستان عزیزسلام .........این آپ فقط و فقط به خاطر تولد یک دوست بسیار عزیزه .......تولدش رو تبریک می گیم و امیدواریم سال های سال با خوبی و شادی زندگی کنه .........
تکیه به شونه هام نکن....من از تو افتاده ترم.....ما که به هم نمی رسیم ...بسه دیگه بگذار برم کی گفته بود به جرم عشق ....یه عمری پرپرت کنم؟...حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم؟ من نه قلندر شبم ...نه قهرمان قصه ها....نه برده ای حلقه به گوش....نه ناجی فرشته ها من عاشقم...همین و بس....غصه نداره بی کسیم. قشنگیه قصه ی ماست...که ما به هــــــــــــــــــــــــــــــــــــم نمی رسیم.
همین امشب... همین امشب که قلبم داغدار است.... به دنبال نگاهت گشت و چون پیدا نکردش بی قرار است.... برایت نامه خواهم زد...... به یادت اشک خواهم ریخت.... همین حالا.... در این تنهایی غمگین مرد افکن... به یاد خاطرات روشن دیروز.... چه می خواندم برایت قصه قلبم بسی جانسوزو جان افروز... تو می گفتی که قلبم کوه درد است.... ولی دیدم که چشمانت در ان شب بسی بی درد و سرد است... برایت باز خواهم خواند..... ولی بی تو ،بدون لمس دستانت، بدون خنده هایت، بدون لحظه ای با تو، بدون قصه ای از تو.... بدان باز من خواهم خواند...... ولی با تو،به همراه تمام لحظه هایم که یادت با من است... و می نگارد به سطر دفتر قلبم نوایی.. که غربت در تمام لحظه هایش هست... به دنبال تو خواهم رفت... به همراه سرابی که کشاندم به صحرایی،کویری بی ترنم... که انجا خواب باران هم حرام است... در این جاده اگر مردم.... مرا روزی فقط یک روز.... کنار لانه مرغان دریایی... که دریا را برای اسمانش دوست می دارند... که از دریا جدا و با نوایش... سرود عشق می خوانند... بخوابانید.... که شاید دوری ام از تو... مثال دوری مرغان دریایی ز دریای بزرگ قلب توباشد . به یاد دوستی که دیگر نیست....از او و برای او.....
|
About
Home
|